ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

172

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

كرده‌اند . در سر نيزه كرباس قرمز و سفيد را به تركيب علم « 1 » دوشاخه ، نصب كرده‌اند . و كلاه اينها چهار گوشه دارد و تركيب غريبى است . از موى دم اسب ، چيزى به قدر نيم ذرع در وسط كاه ساخته ، كار گذاشته و اسب سفيد دارند ، و اين نشان را همهء سالدات و افيسرها دارند . بسيارى از موى سياه است و بعضى از موى سفيد نيز مىباشد ، و كلاه سازنده‌هاى آنها از موى سرخ اين نشان را دارد . جوقهء ديگر لباس سورمه‌اى دربر كرده‌اند . اسلحهء آنها شمشير و تفنگ صف‌شكن مىباشد و كلاه آنها تركيب ديگر است ، و اسب قراكهر سوار مىباشند . همچنين جوقهء ديگر لباس رنگ ديگر و اسلحهء ديگر و كلاه قسم ديگر و اسب تمام سياه رنگ مىباشد . مجموع اين سوار به همين ضابطه ، در كمال آراستى و نظام تمام مىباشند ، و اسبهاى سوارى سازنده‌هاى سوار ، بسيارى ابلق است و لباس آنها هم نوع ديگر است ، و پيادهء سالدات اين قشون كواردى ، نيز جوقه‌جوقه ، و دسته‌به‌دسته ، و پولك‌به‌پولك ، به همين طريق سوار هر جوقه به يك رنگ لباس و يك نوع اسباب مىباشند ، و تمام تفنگ و كيسهء كمر و شمشير دارند . اما باوجود قليل مواجب و رخوت ، و نان سياه ، كه به مطلق سپاه اعم از كواردى و غير كواردى مىدهند ، تمام اين سالدات و سوار اينها عموما هميشه ظاهرا در كمال صفا و پاكيزگى و شسته‌گى مىباشند . و به هيچوجه كثافت « 2 » ظاهرى ندارند ، و رخوت اينها تمام پاكيزه است . از براى مجموع سپاه دار الشفاها معين و برپا كرده‌اند ، و عمله‌جات در آنجا مأمور ساخته‌اند كه هر يك از اينها كه ناخوش و مريض شوند در آنجا برده ، خرج به همه جهت از سركار پادشاه داده ، و معالجه كرده ، بعد از رفع ناخوشى بيرون آمده ، به خدمت خود مشغول مىشوند . بعضى بناها و قراردادها كه در آيين سپاه و سالدات ايشان متداول است ، اين است كه سالدات هر قدر خدمت مىكند ، افيسر و آندر افيسر نمىشود . هرگاه خدمتى از او به‌ظهور برسد ، او را سرجن مىگويند . يعنى ده‌باشى و نشانى به تركيب عباسى به او مىدهند ، كه به پارچهء آبى قرار داده ، و روى سينهء خود آويخته است . چنانچه همين سپاه كواردى كه تا امر عظيمى روى ندهد ، از پتربورغ بيرون نمىروند و در اوقات دعواى ناپليان پادشاه روس آنها را احضار به پاريس كرده بود ، و بعد از فرار ناپليان به اتفاق پادشاه ، آنها داخل پاريس شده بودند ، همين نشان را به تمامى آنها داده ، كه بالفعل مجموع كواردى اين نشان عباسى و پارچه آبى را دارند ، و به سينهء خود آويخته‌اند و در شجاعت ، و دليرى و قدوقامت ، الحق عديل و نظير ندارند . يك روز چند نفر از آنها را به نظر دقت ملاحظه نمودم و نزديك آنها رفتم . خالى از اغراق قد من تا حد كمرگاه آنها بود . بارى تعريف آنها از حد بيرون است . اما افيسر كه از امر ازادگان يا از اولاد پادشاه ، يعنى از بيخ خانه بوده باشد و خدمت از او ظاهر شود ، او را رتبه و مرتبه مىدهند . سالدات اگر مرتكب حركتى و غلطى بشود كه مستحق تنبيه باشد او را دوره مىزنند ، به اين طريق كه از دو طرف جمعى قطار به خط مستقيم مىايستند و او را برهنه كرده ، در ميان آن دو قطار به راه مىبرند و هر يك تازيانه بر او مىزنند ، تا به قدر غلط ، تنبيه به عمل

--> ( 1 ) - متن : الم ( 2 ) - متن : كسافت